خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

30

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

بدان - وفقك اللّه - كه در تتمهء بعضى ازين فوائد كه اهل بصيرت - روح اللّه ارواحهم - گفته‌اند ، مقصود و سر همهء عبادات ذكر خداوندست عز و جلّ . و به سعادت عظمى كسى رسد ، كه ازين عالم برود و انس و محبت حق - تعالى - بر وى غالب بود ؛ و غلبهء انس و محبت او جز به دوام ذكر او - عز و جلّ - نبود . اصل مسلمانى كلمهء لا إله الا اللّه است . و وى عين ذكرست . و همه عبادات ديگر تأكيد اين ذكرست . روح نماز ، تازه كردن ذكر حق - سبحانه و تعالى - است بر دل بر سبيل هيبت و تعظيم . و مقصود از روزه كسر شهوات است ، تا چون دل از مزاحمت شهوات خلاص يابد صافى گردد و قرارگاه ذكر شود . و مقصود از حج ذكر خداوند خانه است و تهييج شوق به لقاى وى . و ترك دنيا و شهوات و معاصى براى فراغت ذكرست . پس مقصود از امر و نهى ، ذكرست . و حقيقت ذكر آن بود كه از همه گسسته شود ، و از محبت حضرت الوهيت به هيچ چيزى ديگر التفات ننمايد . و او را هيچ معبودى نماند كه طاعت وى دارد ، جز حق تعالى . و هوا معبود وى نبود . و علامت حقيقت ذكر آن بود كه در وقت امر و نهى ، فرمان خداوند را - عز و جلّ - فراموش نكند و امتثال فرمان بجاى آرد . و اگر نه نشان آن بود كه ذكر او حديث نفس بيش نبوده است . پس بايد كه اساس مواظبت بر ذكر ، بر توبهء نصوح باشد از جملهء معاصى ظاهرى و باطنى به نسبت خلق و به نسبت حق سبحانه و تعالى . كه ذكر